غلامحسين رضانژاد

599

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى

پرستش ونيايش نمىكنم كه أطاعت من علّت رضاى أو باشد ، وبرعكس معصيت من سبب خشم أو گردد . معناى عبارت واسطى اينستكه اگر أطاعت عبد علّت حصول رضاى خداوند تعالى شده وگناه وى سبب غضب أو شود ؛ هرآينه رضا وخشم چنين خداوندى بدست بنده‌اش بوده وصفت حقّ با افعال عبد تغييرپذير است ؛ ولذا عبد مؤثّر در تغيير وتبديل أحوال ربّ بوده واين امر يكى از ممتنعات ومحالات ميباشد ؛ بلكه رضاى أو بندگان مطيع را وأدار به أطاعت كرده وخشم أو عاصى را بر عصيان برمىانگيزد ، وبهمين دليل هرچيزى صنع حقّ بوده وعلّتى خارج از ذاتش ندارد . در قرآن حكيم ، خداوند تعالى أهل حقيقت را به اسم اللّه از ولايت خود بهره‌مند كرده وفرمايد : « اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا » « 1 » وأرباب طريقت را به اسم رحمان ، به محبّت خود تربيت ميكند وكريمهء : « سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدًّا » بر آن دلالت دارد ؛ وأصحاب شريعت نيز از اسم رحيم بهره‌ور گرديده وطبق آيهء « وَكانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيماً » به نصيبي شامل ورحمتي كامل ميرسند وشاعرى عارف در اين مثنوى چه نيكو سروده است : هست اسم وجود حقّ ، رحمان * باعتبار العموم ، والأعيان رحمتي در كمال بسط وسعت * مستفاد از « وَرَحْمَتِي وَسِعَتْ » نيست غير از وجود عام مفاض * بر حقائق ، ز واهب فيّاض اسم رحمان ، از آن بود مشتقّ * لفظ أو خاصّ و ، معنيش مطلق لفظ آن ، بىوقوع سهو وغلط * بر خدا مىشود مقول ، فقط ليك معنيش ، شامل وعام است * كون را ، گشته خوان انعام است عكس آنست ، حكم اسم رحيم * باعتبار الخصوص والتّعميم بخشد از خوان رحمت ، القصّه * طالبان وجود را ، حصّه لفظش افتاده بىخلاف وشقاق * بر حق وخلق ، جايز الاطلاق البتّه مراد شاعر از رحمتي كه حصص وجودي را بر طالبان آن مىبخشد ، رحمت رحماني است ونه رحيمى ؛ چنانكه پس از اين در فصل آينده مذكور خواهد آمد .

--> ( 1 ) - جواهر التّفسير تأليف ملّا حسين واعظ كاشفي سبزوارى ، تصحيح دكتر جواد عبّاسى ، نشر ميراث مكتوب 1379 .